X
تبلیغات
پیکوفایل

مرتبه
تاریخ : جمعه 11 اسفند‌ماه سال 1385

گویش :

گویش استان بوشهر در تمام مناطق فارسی محلی است که دارای بن مایه لری می باشد . برای مرزبندی انواع گویش منطقه را از لحاظ جغرافیایی به دو بخش تقسیم شمالی و جنوبی تقسیم می کنیم که هر قسمت ویژگی خاص خود را داراست . و دارای تفاوتی اندک می باشد . زبان های عربی نیز در جاهایی مانند بندر عسلویه ، کنگان ، جزیره شیف ، و جزیره شیف ، و جزیره شمالی و جنوبی بندر ریگ رایج است .

در همه گویشها واژه های فارسی باستان ، اوستایی و پهلوی دیده می شود که بازمانده صرف زبان پهلوی هنوز هم در گویش دشتی (دشتیانی ) رایج است . این موضوع نوید تکامل زبان از فارسی قدیم به فارسی نو در منطقه می باشد . حکایت از قدمت و دیرینگی منطقه می کند .

بعلت ارتباط بندری بوشهر با کشورهای عربی و نیزتسلط انگلیسیها هلندیها در منطقه پاره ای واژه های بیگانه دیده می شود که هنوز هم مورد استعمال است . گویش شمالی استان شامل گویش شهرستان دشتستان ، گناوه و دیلم می باشد .

گویش جنوبی شامل گویش شهرستانهای تنگستان ، دشتی ، گنکان و دیر می باشد . خود شهر بوشهر هم اکنون فارسی صحبت می کنند ولی گویش آنها همسو با گویش تنگستان بوده است . گویش شمالی نیز تنوع در عین خود دارد . در شهرستان دشتستان شناسه می در جلو افعال بکار می رود و این واژه ی می در شهرستان گناوه و دیلم تبدیل به ای می شود .

میکنم ایکنمekonom می کرد ekerd لهجه دشتیانی از قدیمی ترین لهجه های استان بوشهراست که بوضوح صرف و نحو دستورزبان پهلوی ساسانی هنوز استعمال می شود.

ویژگی های دستوری :

یکی از مشخصه گویشهای جنوبی تلفظ فنتحه ها به ضمه است که معمولا"روی شتاسه های افعال قراردارد.
رفتم رفتُم rafto
دارم دارُُم rom da
دیدم دیدُُم didom
همچنین در اسامی نیز اکثراً فتحه به کسره تبدیل می شود
مُرد مِرد merd
امین اِمین emin
عباس عِباس ebas
برای ساختن فعل جعلی بعد از بن مضارع شناسه esi بکار میرود که بازمانده ist زبان پهلوی ساسانی است .
خندید خندس xandes
ترسید ترسس tarses
که در زبان پهلوی خندِست ( xandist) و ترسِست (tarsist) بوده است .

صرف افعال در گویش شمالی مانند فارسی نو است ولی در گویش جنوبی یعنی دشتیانی فرق دارد و ضمایر بجای شناسه در ابتدا فعل قرار می گیرد .

صرف فعل شنیدن در گویش دشتیانی :

من شنیدم ام اسد um sed
توشنیدی اُت اشد ut esed
اوشنید اُس شنید us sened
ما شنیدیم ُمم شنید mom sened
شما شنیدید شما شنی soma seni
آنها شنیدند اونا شنی owna seni

حرف " ب " که در آخر کلمات چند حرفی فارسی بهد از " الف " بیاید و ساکن باشد در گویش بوشهری بدل به " واو " می شود .

خواب خو xow
آفتاب افتو aftow
دوشاب دیشو disow
کلمات دو حرفی که حرف آخر آنها " ب " می باشد به " واو " تبدیل می شود .
شب شو sow
آب او ow
درروستای بخش شمالی استان بوشهر واژه هایی که با " خ " آغاز می شود، تبدیل به " ح " می گردد.
خانه حونه حیمه eyme

واژه هایی که به h صامت ( کسره )ختم می شود a" اَ "تلفظ می شود .
نامه نا َمه nama
خانه خاَنه xuna

تلفظ a در آخر واژه ها به جای h صامت در اصل پسوند ag فارسی میانه بوده که g افتاده و a هنوز تلفظ می شود . بعنوان مثال :

خانه را خانگ xana می گفته اند.
علامت مبالغه
علامت مبالغه افزودن " او " " u" به آخر واژه می باشد . مانند:
زشت زشتو
سفید سفیدو

تلفظ حرف " ق " مانند عربی و یا تلفظ ق در زبان فارسی باستان از ناحیه حلق یا نرم کامی است و به نظر می رسد که حرف " ق " را " خ " تلفظ می کنند . در منطقه تنگستان حرف " ق " " ک " تلفظ می شود .
قلب کلب kalb
قند کند kand
- بجای فعل ربطی یا اسنادی حرف " ن " ساکن می نشیند .
قشنگ است قشنگن qesangen
گرم است گرمن garmen

در مواردی که کلمه ای با فعل معین " ات " همراه می شود مثل داده است ، کرده است ، ات تلفظ نمی شود و کسره بجای " ه " در کرده می نشیندو صورت " ش " جای فعل معین است را می گیرد و بدینگونه تلفظ می شود :
داده است دادش dadesen
کرده است کردش kardesen
" کو " بعنوان حرف تعریف و یا معرفه نیز به آخر اسامی می چسبد .
خودکار خودکارکو
میز میزکو
مداد مدادکو
دفتر دفترکو

اما به آخر صفات بجای " کو " ، " او " بکار می رود .
دراز درازو
نرم نرمو
بلند بلندو
قشنگ قشنگو

اضافه نمودن " کو " به آخر اسامی ضمن آنکه علامت اضافه دهم نشانه معرفه است . در بعضی موارد جنبه تحقیر و یا تحبیب نیز دارد .
مانند :

مرد مردکو
زن زنکو
علامت استمرار

برای ساختن فعل زمان حال بجای علامت استمرار" دارد " پیشوند هی hey یا هاسی hasey بکار می رود .
دارد می نویسد هی می نویسد hasey/hey minevise
دارد می رود هاسی /هی میره hosey/hey mire

منفی کردن افعال :

برای منفی کردن افعال ، حرف نفی نه را قبل از اسم یا صفت می آورند و فعل معین حذف می گردد .

من بلد نیستم م ُنه بلدُُم mo ne beladom
من غریب نیستم م ُ نه غریبُُم mo ne geribom
باید توجه داشت این نه که برای منفی کردن بکار می رود فقط جلو افعال معین ( است و هست ) قرار می گیرد .
حرف " را " که نشانه مفعول بی واسطه ( مستقیم ) است در گویش بوشهری وجود ندارد و بجای " را " کو بکار می رود.
کتاب رابده کتاب کو بده ketab kue bedeh
دفتر را بیاور دفترکو بیار daftare kue biyar
حرف " ب " در گویش دشتستان " و " " v " تلفظ می شود .

رباب رواد rowaw
زبان زوون zevan
برای نکره کردن اسامی که به ا صامت ختم می شود . " ن " در آخر آن افزوده می شود . این ویژگی بر اساس این قاعده می باشد که در زبان فارسی دو مصوت کنار هم قرارنمی گیرد .
در زبان فارسی نو بجای نکره کردن گونی یک ای به آخر آن افزوده می شود که گونی ای می شود . ولی در گویش بوشهری برای جلوگیری کردن از دو صامت لی در کنار هم " ن " ما بین آنها قرارمی گیرد .

گونی گونینی gunini
گربه ای گربینی gorbeni
قوطی ای قوطینی qutini

علامت جمع :

در گویش شمالی علامت جمع که " ما " می باشد ال " al" مورد استفاده است .
کتابهاکه میشود کتابل ketabal
خودکار خودکارل udkaral
درختها درختال deraytal

تمام واوها به ای " I" تبدیل می شود .
بود بید bid
دود دید did
تنور تنیر tenir

در لهجه بوشهری هنگام صحبت کردن واژه های را معمولاًَ خلاصه می کنند و برای خلاصه شدن کلام همیشه چند حرف آن افتاده و مختصر می شود .
من چه می دانم مچم mocem

در گویش جنوبی " ن " های آخر کلمات ادا نمیشود . مثلاًَ به نان " نو " می گویند .
نان نو nu
زمین زمی zami
در گویش جنوبی همچنین جلو افعال یک " ها " اضافه می شود .
بکن هاکن hakon
بده هاده hade .




طبقه بندی:
ارسال توسط طارونه
مرتبه
تاریخ : جمعه 11 اسفند‌ماه سال 1385

خوراک :

غذاهای سنتی :

به علت نزدیکی به دریا و صید ماهی و میگو اکثر غذاهای سنتی با غذاهای موجودات دریایی درست می شود. و دشت نشینان از غذاهایی استفاده می‌کنند که در آنها گندم و لبنیات به کار رفته است. قلیه ماهی: قلیه ماهی از غذاهای پرآوازه و خوشمزه بوشهر است که با چاشنی ترشی به نام تمرهندی تهیه می‌شود. روش تهیه ابتدا پیاز و سیر را سرخ کرده سبزی ماهی یا گشنیز به آن افزوده و ماهی را روی آن سرخ می‌کنند. ادویه‌جات فلفل و نمک و زردچوبه نیز به آن می‌افزایند. سپس آب تمرهندی و مقداری آرد به آن می زنند.

تنداز ماهی (tandaz):

که ماهی را سرخ کرده و همراه با پیاز و سبزیجات (گشنیز و شوید) هنگام دم کردن برنج آن را لابه‌لای برنج می گذارند. میگو نیز به روش‌های بالا تهیه می‌شود. با این اختلاف که به جای ماهی از میگو استفاده می‌کنند.

گمنه یا للک (gemne / lelek):

گمنه از بلغور گندم تهیه می‌شد. ابتدا پیاز داغ درست کرده بعد به آن آب می‌زنند. بعد از جوش آمدن گندم را که قبلاً بو داده‌اند به آن می‌افزایند و مانند برنج دم می‌کنند. این غذا اکثراً در دشت درست می‌شود. در شهرستان دشتی خوراک گمنه غذای دایمی سفره هاست.

رشته:

رشته را نیز مانند برنج پخته و آن را دم می‌کنند وبعد و با بادمجان سرخ کرده یا ماهی آنرا می خورند. دال عدسی: ابتدا عدس قرمز را همراه با سیب‌زمینی پخته سپس آن را روی پیاز داغ و سیر و فلفل ریخته و چاشنی یا لیموعمانی به آن اضافه می‌کنند.

شیرینی‌ها :

رنگینک:

از شیرینی‌های متداول است که سر سفره آورده می‌شود. ابتدا رطبها را در ظرفی چیده آرد و روغن سرخ کرده روی آنها ریخته بعد باپودر دارچین و قند روی آن را تزیین می‌کنند.

حلوای خرما:

دانه‌های خرما را کشیده و آنها را نرم کرده و در آرد و روغن سرخ می‌کنند. این حلوا در تمام نقاط تهیه می‌شود.

نان‌ها :

در استان پختن دو نوع نان معمول است: یکی در تنور و دیگری روی تابه نان تنوری ضخیم و به گروه مشهور است روی آن را کنجد می‌پاشند و در تنور می‌پزند. نان نازک را با ابزاری به نام تیر روی صفحه‌ تخته‌ای به نام خون xun پهن می‌کنند. سپس آن را روی تابه می‌پزند. نوع این نان نازک و خشک تا ماه‌ها قابل نگهداری است. روی تابه نان نرم و کوچکتری به نام مشتک یا بلبل نیز تهیه می‌شود که اکثراً جهت صبحانه صرف می‌شود. انوان نان‌های دیگری به نام نام شیرین، قراپیچ پادرازک نیز تهیه می‌شود.




طبقه بندی:
ارسال توسط طارونه
مرتبه
تاریخ : جمعه 11 اسفند‌ماه سال 1385

جشن‌ها و اعیاد :

نوروز :

عید نوروز مانند سایر نقاط کشور جشن گرفته می‌شود و مردم از چند روز قبل از عید خود را آماده می‌کنند.

خانه تکانی: سه روز قبل از عید خانم‌خانه‌دار تمامی وسایل منزل را بیرون آورده و گردگیری می‌کند. همچنین فرشها و پتوها را می‌شویند و خانه را آب و جارو می‌زنند. به این منظور خانه تکانی انجام می‌شود که اعتقاد دارند در سال جدید خانه باید تمیز باشد.

لباس عید:
مردم سعی می‌کنند قبل از عید لباس نو بخرند برای کودکان نیز لباس نو می‌خرند و در روز عید حتماً باید لباس نو بپوشند.

سبزه:
دو هفته قبل از عید دانه‌های گیاهی مانند گندم و عدس و لوبیا را سبز می‌کنند که برای سفره هفت‌سین آماده باشد. بعد از بزرگ شدن با روبان قرمز اطراف سبزه‌ها را بسته و سرسفره می‌آورند.

پختن نان شیرین: زنان خانه‌دار با پختن نانهای مخصوص به استقبال عید می‌روند. انواع نانهای شیرین در اندازه‌های مختلف طبخ می‌کنند. یک نوع نان گرد و کوچک بنام پادرازک که پر از هل و گلاب است در شمال استان در تنور می‌پزند. همچنین نان شیرین دیگری که دارچین روی آن می‌پاشند نان را روی تابه پخته سپس آن را لوله می‌کنند. این نان به قراپیچ مشهور است. نان شیرین با طعمهای مختلف در اکثر شهرها و روستاها پخته می‌شود.

سفره هفت‌سین:
در شب عید سفره هفت‌سین در خانه‌ها گسترده می‌شود که تا روز عید نیز سفره همچنان پهن می‌کنند. علاوه بر هفت‌سین سیر و سیب و سرکه و سکه و سبزه و سماق و سنجد سعی می‌شود سبزیهای تازه مانند کاهو و باقلای سبز که نشانه برکت می‌باشد روی سفره چیده شود.

دید و بازدید:
در ایام نوروز دوستان و اقوام به دیدن همدیگر می‌روند. بزرگتران به کودکان عیدی(پول) می‌دهند و از مهمانان با شیرینی و شربت و میوه پذیرایی می‌شود. کسانی که نسبت به همدیگر کدورتی دارند سعی می‌کنند در عید به دیدن هم بروند و کدورتها را از دل بزدایند.

سیزده‌بدر:
روز سیزدهم فروردین مردم همراه با خانواده به صحرا و دشت می‌روند و به شادی می‌پردازند. غذا در این روز باقلاپلو با مرغ تهیه و همراه خود به صحرا می‌برند و در این روز جوانان در صحرا دو بوته علف را بهم گره می‌زنند به این نیت که در آینده بختشان باز شود این شعر نیز خوانده می‌شود. سیزده بدر سال دیگر خونه شوهر بچه بغل

چهارشنبه سوری:

چهارشنبه آخرسال مردم به کنار دریا می‌روند و سه توده آتش روشن می‌کنند و از روی آتش می‌پرند. جوانان به گرد آتش به رقص و پایکوبی می‌پردازند.

مراسم ازدواج :

مراسم ازدواج در استان بوشهر مراحل مختلفی دارد. در حال حاضر برخی از آنها از بین رفته و به طور پراکنده در گوشه و کنار اجرا می‌شود و برخی دیگر با شکوه تمام مرسوم است. خواستگاری: معمولاً خواستگاری توسط ریش سفید و یا بزرگ خانواده پدر یا مادر داماد انجام می‌شود. در این زمان خانواده عروس هم مدتی فرصت فکر کردن خواسته و بعد جواب نهایی را می‌دهند. البته در گذشته ازدواج اجباری و بیشتر درون همسری بود، ولی امروزه جوانان خود همسر آینده خویش را انتخاب می‌کنند و بعد خواستگاری انجام می‌شود. اگر داماد مورد قبول واقع نشود، خانواده داماد به بهانه اینکه دختر را برای فامیل یا پسرعمو انتخاب کرده‌اند، جواب منفی می‌دهند.

شرط زدن: بعد از مراحل خواستگاری، مراسم شرط زدن یا بله برون صورت می‌گیرد. چند نفر از افراد ریش سفید خانواده داماد پیش پدر عروس می‌آیند و بدین ترتیب شرایط نهایی طرفین مطرح می‌شود. در این نشست مهریه حاضر و غایب تعیین می‌شود. در گذشته ممکن بود مهریه پوست پیاز و یا بال پشه تعیین می شد. چون امکان جمع‌آوری این اقلام غیر ممکن بود،بدین ترتییب طلاق غیر ممکن می شد. در بعضی روستاها هنوز مبلغی به عنوان حق شیر یا شیر بها به مادر عروس می‌پردازند. بعد از تعیین این شرایط نوبت به نامزدی می‌رسد. بدین صورت یک دست لباس را همراه با حلقه و ساعت در حالیکه در پارچه سبز پیچانده‌اند به عنوان نشان نامزدی به خانه عروس می‌برند.

رخت برون: به مراسم بردن لباس عروس از طرف خانواده داماد به خانه عروس ونیز به مراسم بریدن پارچه لباس عروس و داماد رخت برون می‌گویند. خانواده داماد بعد از اینکه لباسهای عروس را تهیه کرده یک روز خوب مثل تولد ائمه اطهار (ع) یا شبهای جمعه را تعیین کرده و لباس‌ها را با هلهله و شادی به خانه عروس می‌برند. بردن لباس‌ها معمولاً یک هفته قبل از عروسی انجام می‌شود تا عروس فرصت کافی برای دوختن آنهارا داشته باشد. دایه یا زن خیاط لباس‌ها را یکی‌یکی به مردم نشان می‌دهد در عوض این کار به وی هدایایی تقدیم می‌شود. قیچی زدن لباس عروس را باید یک زن خوشبخت و دولتمند یعنی اینکه شوهرش زن دوم نداشته باشد، دل سوخته نباشد. از شوهرش جدا نشده باشدانجام دهد. در بعضی جاها زن سیده‌ای این کار را انجام می‌دهد. در گذشته لباس‌ها را در سینی چیده و روی آن را روسری سبزی می‌کشیده‌اند. در بعضی مناطق مثل بندر دیلم لباس‌های داماد را نیز از خانه عروس طی مراسمی به خانه داماد می‌برند و به این کار تشریف می‌گویند.

دعوتی: دعوت از مردم برای شرکت در جشن عروسی توسط دلاک یا دایه انجام می‌شد. ولی امروزه توسط اقوام عروس و دامادصورت می گیرد.هنگام دعوت در ظروفی مقداری گلبرگ و گل محمدی ریخته و نقل و نبات نیز روی آن گذاشته، سپس با پارچه حریر سبز روی آن را پوشانده و به درخانه‌ها برای دعوتی می‌روند، صاحبخانه تعداد گلبرگ و نقل را برداشته و با ذکر‌ دعای خیر و خوشبختی اعلام آمادگی برای حضور در جشن عروسی می‌نماید. به این عمل طلبون نیز گفته می‌شود. این گل را هم می خورندگل و نقل طلبون را جوانان دم بخت برای طلب مراد می‌خورند. سرتراشون: بعد از ظهر شب عروسی ، داماد بعد از رفتن به حمام و پوشیدن لباس نو در حجله‌ای که وسط حیاط داماد درست شده می‌نشیند. مردم با هلهله و شادی همراه با آوای نی انبان گرد داماد جمع می‌شوند. سلمانی محل پارچه‌ای را دور گردن داماد می بندند و موی سر و صورت او را اصلاح می‌کند. مردم نیز پول و شیرینی روی سر داماد می‌ریزند. هنگام سرتراشون دعایی خوانده می‌شود و مردم صلوات می‌دهند، در این مراسم مردم با شربت و شیرینی و آجیل پذیرایی می‌شوند.

حنا بندان: حنابندان را معمولاً یک شب قبل از عروسی انجام می‌دهند. سلمانی محل، دست و پای داماد را در منزل وی حنا می‌بندد و سپس با یک پارچه حریر سبز رنگ می‌بندد. در همان ساعت سلمانی زن در منزل عروسی دست و پای عروس را حنا می‌بندد. هنگام حنابندان موسیقی محلی و رقص و پایکوبی اجرا می‌شود. در صبح حنابندان حلوای برنج و حلوای انگشت پیچ با نان محلی که کنجد روی آن مالیده شده و به گرده مشهور است، به مردم می‌دهند. طریقه پخش حلوا به این صورت است که حلواها را در کاسه و یا بشقاب چیده و در سینی بزرگی قرار می دهند، یکی از بستگان عروس و یا داماد سینی را روی سر گذاشته و به خانه‌های همسایه و فامیل می‌رود و حلوا را تقسیم می‌کنند. این حلوا را صبح عروسی نیز پخش می‌کند. امروزه مراسم حنابندان به این صورت است که یک برگ سبز درخت نارج و یا یک اسکناس هزارتومانی را در دستهای عروس و داماد گذاشته و روی آن حنا می‌گذارند. هنگام حنابندان این شعر خوانده می‌شود. عروس حنا می‌بنده ، طوق طلا می‌بنده ، اگر حنا نباشد ، دل به خدا می‌بنده

دومارویی: در روستاهایی که کنار روخانه و یا دریا قرار دارد، بعد از ظهر قبل از شب عروسی داماد را سوار اسب کرده و با هلهله و شادی او را به کنار رودخانه برده ،بعد از استحمام وی را به منزل بر می گردانندو سرتراشون انجام میشِود. در نقاطی دیگر داماد را برای زیارت به پابوسی پیر یا امامزاده‌ای درمحل می‌برند.

پااندازون: وقتی عروس را به منزل داماد می آوردند (در قدیم که عروس را با اسب می‌آوردند) عروس تا هدیه ای نمی گرفت از اسب پیاده نمی شد. امروزه آوردن عروس با اتومبیل انجام می‌شوددراین شرایط نیز عروس تا هدیه نگیرد از اتومبیل پیاده نمی شود. هدایا ممکن است پول، قالی، چند اصل نخل چند رأس گوسفند و یا قطعه‌ای زمین باشد.

سه شبه: در شمال استان نظیر بندرریگ و بندر گناوه و دیلم در شب سوم عروسی، دوستان و بستگان عروس و داماد به دیدن عروس می‌روند و هدیه مورد نظر خود را نقدیم می‌کنند. در منزل عروس با شیرینی و آجیل و شربت از میهمانان پذیرایی می‌شود. آجیل را در دستمال کوچکی می پیچنانندو میهمانان آن را با خود به منزل می‌برند. یزله خوانی وخیام خوانی از جمله آداب موسیقی مراسم ازدواج در استان بوشهر است.

مراسم وآیین‌ها :

آیین‌های طلب باران :

در سرزمین خشک بوشهر آب از اهمیت حیاتی برخوردار است نیاز به آب در اقتصاد کشاورزی و همچنین قوت مردم و آشامیدن این عنصر را مقدس می‌سازد. در این سرزمین رودخانه یا آب جاری وجود ندارد. تنها امید مردم به باران و آسمان است. اگر بارش باران تا آذرماه با تأخیر روبرو شد مردم دست به دعا برداشته و آیین‌ها و مناسکی را برای تسخیر این عنصر طبیعی انجام می‌دهند.

مراسم گل‌گلین (gal galin): هنگام غروب مردم محله در یک کوچه جمع شده و یک نفررا به صورت مضحک و خنده‌دار در می‌آورند؛ لباس کهنه تهیه شده با گونی می پوشانند، شاخی روی سرش می‌گذارند، زنگوله ای در گردن او می‌اندازند واو در کوچه‌ها راه می‌افتد به این فرد گلی می‌گویند. مردم از پشت بام به روی گروه گلی آب می‌ریزند وگلی می‌گوید:
گلی به در خانه‌ها می رود و طلب هدیه‌ای می‌کند. صاحبخانه به گلی مواد غذایی از قبیل گندم، جو، حبوبات و یا پول می‌دهد. عده ای بویژه کودکان نیز پشت سر گلی به راه می‌افتند و اشعاری می‌خوانند. نه او بی بارون بی بارون بی نه او بی (آب نبود) اگر صاحب‌خانه به آنها هدیه‌ای بدهد می‌گویند: خونه گچی پر همه چی
اگر صاحبخانه به آنها چیزی ندهد می‌گویند: خونه گدا هیچی ندا
هنگام عبور از کوچه این اشعار رابه منزله طلب باران خوانی. می‌خوانند :
گلی ما جهونن امشب صبا بارون
گلی ما خوشکل است امشت تا فردا باران خواهد آمد
گلی اومده در خونتون سی محض جاجیم کهنه‌تون
گلی ما چه زشت بارون تپ درشت
گلی اومد درخونتون سی محض بوای بچه تون
گلی اومده رو خونه تون سی محض جاجیم کهنه تون

از هدیه های جمع آورده شده . شله یا حلیم درست می‌کنند. یک دانه مهره یا ریگ در آش می‌اندازند. سپس آش را بین حضار تقسیم می‌کنند. در سهمیه آش هر کس ریگ دیده شد، اورا کتک می زنند.دراین موقع یک نفر ریش سفید و یا سید محل ضامن وی شده و او را نجات می‌دهد و می‌گوید من ضامن این فرد هستم تا چند روز دیگر باران خواهد آمد. اگر باران نیامد او را بزنید. قبله دعا: فردی که مهره را خورده است رو به سوی قبله دعا (یعنی امامزاده یا پیری که در سمت مغرب محله واقع است) می‌برند در آبادیهایی که کنار ساحل هستند به سمت دریا که در جهت مغرب است می‌روند. مردم به دنبال آن فرد به راه می‌افتند و با همدیگر می‌خوانند:

قبله دعا می‌شینیم
سی او خدا می‌شینیم
البته باید آسک (آسیاب دستی) را روی دوش یا کول فردی که مهره را خورده است بگذارند و آن فرد آسیاب را به کول می‌کشد و با هم می‌خوانند.
ای خدا ما گشنمونه لنگ آسک کولمونه
ای خدا ما تشنمونه لنگ آسک کولمونه
بیا تا بریم قبله دعا
بلکه خدا رحمش بیاد
پیرزن کوری سنگ آسک کولشه یا الله
عباس لاری گشنشه یا الله

وقتی مردم به سوی پیر یا امامزاده حرکت می‌کنند اسم امامزاده را آورده و از وی طلب باران می‌نمایند.
ای نور حشر الله بارونت می‌خوام
خضر نبی‌الله بارونت1 می‌خوام
محض کلام‌الله بارونت می‌خوام
علی ولی‌الله بارونت می‌خوام

در مراسم دعا ممکن است مشک خشکی را بر دوش پیر زنی می‌انداخته و به سوی قبله دعا راه بیفتند که در این موارد چنین می‌خوانند:

پیرزن کوری سنگ آسک ری2 سرش
پیرزن کوری مشکول خشکی کولش3
بیا تا بریم قبله دعا بلکه خدا رحمش بیاد

تک تکو tek teku :‌مراسم تک تکو نیز از آیین‌های طلب باران است که شب هنگام دو نفر در حالیکه صورت خود را پوشانده‌اند تا شناخته نشوند آردبیز یا الک را در دست گرفته و با ریگ به الک می‌کوبند که با صدای تک تک آن صاحبخانه به دم در آمده و به آن دو نفر قند یا چای می‌دهد. چیزهایی را که جمع شده است به سر پیر یا امامزاده می‌برند و چای درست کرده می‌خورند. این کار تا سه شب ادامه دارد مردم معتقدند بعد از سه شب باران خواهدبارید.

آفتاب خواهی (بند آمدن باران) :

به همان اندازه که باران برای مناطق گرم ضروری است، اگر زیاد ببارد، سیل راه می‌افتد دراین شرایط مردم به روش هایی خدامان بند آمدن باران هستند، تا از ایجاد سیل و ویرانی خانه‌هایشان در امان باشند. به این منظور مهری را که باآن نماز می‌خوانند، درزیر باران می اندازند ، آنهامعتقدند با این کار باران شرمش می‌شود وبند می آید. همچنین آرد و نمک را(که مقدس هستند) توی باران می‌پاشند تا باران بند بیاید. ویاچوبی را آتش‌زده سرخ که شد آن را در دست گرفته در زیر باران می‌گردانند‌.

وزیدن باد :

در تابستان های گرم، به ویژه به هنگام هوای شرجی دم کرده‌ نوار ساحلی، تنها عاملی که باعث اعتدال هوا می‌شود، باد شمال است. برای اینکه باد شمال بوزد شیشه‌ای را پر از آب کرده و سرش را بسته زیر تلگدان (زباله‌دان) پنهان می‌کنند ،یا اینکه به قبرستان رفته سنگی را از بالای سنگ قبر برداشته و توی دریا می‌اندازند. معمولأ با این کار دریا دیوانه شده و باد شمال می وزد. در بندرریگ به در منازلی که روبسوی شمال هستند، حنا می‌مالند. این کار روی درهفت خانه اجرامی شود. بعد از این کار باد شمال خواهد آمد و یا اینکه اگر بخواهد باد قوس که از طرف جنوب می‌وزد، بیاید، در هفت خانه را که بسوی جنوب باز می‌شود حنا می‌مالند.

ماه گرفتگی :

وقتی ماه می‌گیردو مردم به وحشت می افتند،و علاوه بر خواندن نماز آیات، آیین‌های دیگری برای رها شدن ماه انجام می‌دهند. مردم دسته‌جمعی شعر خوانده و روی قوطی یا ظرف حلبی می‌زنند و می‌گویند:
سیبل پلنگی ماه ول کن تا بیا غلوم زنگی ماه ول کن تا بیا
امااعتقاد دارند غلام زنگی ده شاهی پول از ماه طلبکار است وبا ماه کشتی می‌گیرد. و یا اینکه به پشت بام رفته و به طرف آسمان شلیک می‌کنند. هنگام گرفتن خورشید نیز همین کار را انجام می‌دهند.

دم دم سحری در ماه رمضان :

در ماه مبارک رمضان هنگام سحر برای بیدار کردن مردم دو نفر در حالیکه یکی چراغ فانوسی به دست دارد ودیگری دمامی را به دوش می کشد به در یک به یک خانه ها رفتند وبا کوبیدن سه بار چوب بردمام آنها را از خواب بیدار می کنند تابرای خوردن سحری آماده شوند این دونفر هنگام کوبیدن طبل این اشعار را می خوانند خداوندا توستاری همه خوابند توبیداری
به حق لا اله الا الله همه عالم نگه داری
پس از پایان ماه مبارک رمضان بعداز خواندن نماز عید فطر این دونفر طبل را به دست گرفته وسرکوچه ها به درب منازل می روند وبرای گرفتن پاداش صاحبخانه را خبر می دهند . صاحبخانه به آنها مقداری پول می دهد.

عید فطر ( عید تلخک) :

درروستاها به عید فطر عید تلخک ویا عید مرده ها گفته می شود در این روز کسانی که عزیز از دست رفته دارند مراسم فاتحه خوانی برگزار می کنند ومردم برای تسلیت به دیدن آنها می روند. سحرگاهان بعداز گفتن اذان صبح روز عید فطر مردم به زیارت اهل قبور می روند وبر قبر مرده های خود سفره می چینند. بعداز برگشتن از قبرستان نماز عید خوانده می شود





طبقه بندی:
ارسال توسط طارونه
<<    1      2   

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ